وسوسه سیب

روزگاریست سهم من از تو سکوت است و

دریغا که آواره پی یک سیب وسوسه ی بهشتم و

هر دم مرگ به رویم میخندد و

هنوز سکوت من و تو داغترین درد و

دلم که ای کاش و کاش و کاش ...

 


/ 8 نظر / 11 بازدید
ملیحه

آن روز... روزی كه خون حسین به ناحق بر زمین نقش بست عرش به ناگاه به خود لرزید و تیره و تار گشت. با چشمان به خون نشسته رو به خدا كرد و گفت ببین اینها با یادگار زهرا چه كردند..... آغاز ماه محرم و تاسوعا و عاشورای حسینی تعزیت باد .

زیبا بود اما نه به تلخی روزگار

اسحق فتحي

درود ... در سرودن شعر بدنبال سوژه هاي بكر و فضاهاي تازه تري باشيد مليحه عزيز...برقرار باشيد

سپيده

متن و تصوير هر دو عالين.... سلام خوبي عزيزم؟ همه پستهاي نخوانده را يجا سركشيدم... [گل]

سپيده

مليحه جان اين تصوير خودته؟؟؟

علی فکری

سلام.امید آرزو! چند وقتی هست ازت خبری نیست وسر نمیزنی؟ چی شده؟ ما کوچیک شدیم یا بودیم؟ عزت زیاد [گل]

آرش

بسیار عالی ملیحه جون

جواد

خيلي زيباست مي پسندم مليحه خانم پيشاپيش عيد نوروز بهتون تبريك ميگم اميدوارم هميشه پايدار باشي